العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

267

شرح كشف المراد ( فارسى )

عمل بدون غرض عبث است و كار عبث قبيح است و مولاى حكيم كار قبيح انجام نمىدهد پس احتمال دوّم صحيح است آنگاه آن غرضى كه خدا از تكاليف دارد از دو حال خارج نيست : يا غرض به خود ذات خداوندى عائد و و اصل است و يا به غير ذات حق احتمال اوّل باطل است زيرا كه مستلزم نقص و حاجتمندى براى خداوند است درحالىكه قبلا ثابت شد كه ذات حق كامل على الاطلاق بوده و داراى غرض استكمالى نيست پس احتمال دوم صحيح است آنگاه آن غرضى كه به غير عود مىكند آن غير يا انسان ديگرى است و يا فاعل اين تكاليف است كه خود من مكلف باشم ، احتمال اول باطل است زيرا كه عند جميع العقلاء قبيح است كه من دچار مشقّت و سختيها شوم ولى ثواب و پاداش كارم را به ديگرى بدهند و يا من كار زشتى را مرتكب شوم ولى ديگرى را مجازات كنند . گنه كرد در بلخ آهنگرى * به شوشتر زدند گردن مسگرى پس احتمال دوم صحيح است آنگاه وصول من به آن غرض الهى از تكليف از دو حال خارج نيست : يا ابتداء و بدون تكاليف هم ممكن است و يا ممكن نيست احتمال اول فاسد است چون اگر بدون تكليف هم حصول آن غرض ممكن است پس وجود تكاليف عبث خواهد بود و خداوند از ارتكاب قبايح منزه است پس احتمال دوم صحيح است آنگاه غرض خداوند از تكاليف يا ضرر رساندن به بندگان است و يا منفعت‌رسانى ، احتمال اول باطل است چون اضرار به غير قبيح است و از مولاى حكيم صادر نمىشود پس احتمال ثانى صحيح است آنگاه خود اين فرض از دو حال خارج نيست : يا غرض از تكليف اينست كه هر كس در خارج مكلف بود بالفعل هم منفعت نصيب او بشود كه اين باطل است چون در خارج انسانهاى فراوانى را مىبينيم كه مكلف هستند و بالفعل هم ثواب و نفع به آنها نمىرسد مثل كفار و فساق ، و يا